تبليغاتX
دختر پاییز

دختر پاییز

آن کسی که اسیر عادت است لایق دوست داشتن نیست

 

+ نوشته شده در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 18:30 توسط آهو |

اینم کیک تولد عشقم

تولد تولد تولدت مبارک

تولد تولد تولدت مبارک

بیا شمع ها رو فوت کن

که ۱۰۰ سال زنده باشی گلم

و هدیه ی من به تو یه دنیا عشقه با یه سبد گل رز عزیزم

دوست دارم گلممممممممممممم

+ نوشته شده در شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 18:36 توسط آهو |

+ نوشته شده در جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 21:37 توسط آهو |

 

نميدانم که چطور به تو بگويم که ميخواهم تو را داشته باشم .

کاش تمام پرنده هاي دنيا را ميتوانستم جمع کنم

 تا به تو بگويند که چقدر تو را دوستت دارم

 و تمام انها را قاصد کنم تا خبر دوست داشتنم  را به تو برسانند

 وقتي چشمانت را ميبينم همه چيز را به دست تقدير ميسپارم .

شايد که او بداند که چقدر دوستت دارم  و به باد بگويد که تمام ابرها را جمع کند تا فرياد عشق من به تو را ، به قطره هاي باران درخشان که درخشندگي خودشان را از مرواريد دريا به ارمغان اورده اند  تبديل کند و بر تن سبز درختان بهاري که چون عشق من شاداب و سر حال  هستند ببارد و همه چيز را پاک و سر زنده کند .

من اميدوارم که روزي بتوانم دستان لطيف تو را در دست بگيرم

 هنگامي که ابرها و بادها و درياها و درختان به من بگويند

 روز فراقتو به انتها رسيده و انها را شاهد اشنايي ابدي خود ببينيم.

+ نوشته شده در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 22:30 توسط آهو |

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 15:20 توسط آهو |

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 19:4 توسط آهو |

 

دوستت دارم دوستت دارم آري خيلي دوستت دارم...

 

تنهاي تنها بودم ، با تنهايي درد دل ميكردم ، من بودم و يك دنيا تنهايي

تو آمدي و مرا عاشق كردي، عاشق آن قلب پر از محبتت كردي

مرا در اين دنياي عاشقي در به در كردي

بدان كه من به آساني گرفتار تو نشدم  در اين راه عاشقي سختي كشيدم ، درد كشيدم ، تا با تو بمانم

اينك كه من گرفتار تو شدم و راهي براي بازگشت به سوي تنهايي ندارم تا آخر راه با تو مي مانم ، بدان كه براي عشقت جان خواهم داد

زندگي ام فداي تو ، اين قلب كوچك و پر از مهرم براي تو ، اين همه احساس پر از عشق در وجودم نيز تقديم به تو

بدان كه بيشتر از همه چيز دوستت دارم ، دوستت دارم ، دوستت دارم و دوستت دارم

باز مي نويسم كه دوستت دارم ، عزيزم خيلي دوستت دارم

تكرار مكرر كلمه دوستت دارم را باز به زبان خواهم آورد تا بيشتر از هر لحظه اي باور كني كه من بيشتر از هر زماني و بيشتر از هرچيزی دوست دارم عزيزم

اينهمه سختي و اينهمه انتظار و اينهمه غم و غصه در اين لحظه هاي عاشقي نشان از عشق و دوست داشتن من نسبت به تو مي باشد

دوستت دارم

كلمه مقدس دوست داشتن و ابراز آن به تو با گفتن آن كلمه نيست ، با نوشتن و يا حس كردن آن نيست ، بايد با ماندن تا آخرين لحظه زند گی ام به تو ثابت کنم که دوستت دارم

اينك با تو هستم ، هستم مي مانم و خواهم ماند و بارها گفته ام

و ميگويم و خواهم گفت كه دوستت دارم ، باز ميگويم كه دوستت دارم … دوستت دارم و دوستت دارم ……. آري دوستت دارم

اين كلمه را از حفظ نميگويم ، اين كلمه مقدس را از ته دلم ميگويم .آري از ته دلم با صداي آهسته ميگويم كه

                  دوستت دارم .

 

                                     اينم يه گل رز واسه تو که خيلي دوست داري

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 9:22 توسط آهو |

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 21:40 توسط آهو |

 وقتي با کسي که عاشقشي روبرو ميشي.. قلبت تندتر ميزنه

 وقتي کسي که عاشقشي گريه ميکنه تو هم به همراه او اشک ميريزي

 ولي وقتي کسي که دوستش داري گريه ميکنه تو فقط تسکينش ميدي

 ولي وقتي با کسي که دوستش داري روبرو ميشي فقط خوشحال ميشي

 احساس عاشق بودن از چشم شروع ميشه

 ولي دوست داشتن از گوش

 ميدوني چه جوري؟؟             

کسي که عاشقشي هستي معمولا تو رفتارت راحت نيستي و خجالت ميکشي

ولي وقتي با کسي که دوستش داري هستي... تو خودت هستي و هر کاري دوست داري ميکني

 نميتوني به طور مستقيم تو چشماي اوني که عاشقشي نيگاه کني

ولي تو ميتوني هميشه با لبخند و مستقيم تو چشماي کسي که دوستش داري نيگاه کني

دوست داشتي ديگه دوست نداشته باشي کافيه ديگه گوشات رو بگيري و به حرفاش گوش ندي و اهميتي ندي و فراموشش کني  دیگه نمیخوامت خیلی سخته...

 فقط به خاطر تو...

+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 18:49 توسط آهو |

 

كاش مي شد بار ديگر سرنوشت از سر نوشت .....

كاش مي شد هر چه هست بر دفتر خوبي نوشت..

كاش مي شد بار ديگر سرنوشت از سر نوشت .....

كاش مي شد هر چه هست بر دفتر خوبي نوشت.......

كاش مي شد از قلمهايي كه بر عالم رواست با محبت

كاش مي شد بار ديگر سرنوشت از سر نوشت .....

كاش مي شد هر چه هست بر دفتر خوبي نوشت.......

كاش مي شد از قلمهايي كه بر عالم رواست با محبت , با وفا , با مهربانيها ن.....

كاش مي شد از قلمهايي كه بر عالم رواست با محبت

كاش مي شد بار ديگر سرنوشت از سر نوشت .....

كاش مي شد هر چه هست بر دفتر خوبي نوشت.......

كاش مي شد از قلمهايي كه بر عالم رواست با محبت , با وفا , با مهربانيها ن

+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 18:42 توسط آهو |